X
تبلیغات
لرستان سرزمین کاسیت caspian - شعر لـــــــــــری بختـــــــــیاری

نگاهی به مضامین و مقام های موسیقی بختیاری

 

مقام های موسیقی بختیاری(کرنا و سرنا و دهل)

مقام های متر آزاد   سرنا   کرنا مصیبت بویراحمدی دومالیلی سکندر سرکوهی شاهنامه هوداری اعلام و جمع مردم برداشت سیامون حیدرآقا عاشق غریب عرب نظر                                   مقام های متر مشخص موسیقی بختیاری (سرنا و کرنا و دهل ) براساس میزان بندی دهل و ریتم مقام های عزا مقام های حماسی و رزم مقام های شادی و تغزل چپی وارونه نوازی چوب بازی عرب بازی مجسمه پنج پا و سه پا و سرچوبی کمندونه دستمال بازی   مقام های متر مشخص و معین مجسمه – مجلسی – عرب بازی – عزا(چپی) - کمندونه دستمال بازی (سرنا و دهل)  چوب بازی (کرنا و دهل)  مجلسی شهناز شهناز داینی داینی گل صحراگرد حناحنا گل صحرا سرتراشون داماد یا الله یا الله ولی خانی گرایلی شهر کردی تیبره دیمه دیمه المان شهناز سرنا ودهل مینا بنوش گلو ای وای لچک ریالی شیر علی مردون دی بلال بلال آوی سه پا بروبرگرد کمندونه سی ورو روکن درو واکن زبیده ای وای لالایی چهرآزی لالای خف ناصرخانی داینی داینی عزیزم دوینه دوینه دی گل بلال دختر بویر احمدی هی نای هی نای تی کال برنو شال قباسوز بالا بلند آهای گل سحرناز یه لمبه سکینه شهباز گل جون باغ نو گل بادام سر چوبی   شهر کردی شیرین شیرین شیرین شمایل ورشو گل لالی تهرانی سوار بازی ترکی قشقایی خرم آبادی نغمه ورود داماد ناری ناری هومه علی جنگ چهر آزی سیاه چادر کوراوغلی ابولقاسم خان سهراب خان باقرخان سه پا چو بازی سرکوهی چهرآزی زنگ شتر مندلی درویش فرامرز جمع شترها شیربهایی دادفلک علی داد فقیری های بیم کرم اصلی حیدربگ    

 

      سکونت طوایف متعدد ایل های بختیاری با ریشه زبان مشترک  از دامنه رشته کوه های زاگرس

تا آبهای گرم و نیلگون خلیج فارس از مناطق هفت لنگ تا چهار لنگ سبب تنوع موسیقیایی با ماهیت مشترک موسیقی بختیاری شده است . همسایگی بختیاری ها با عشایر لر پشت کوه و پیش کوه  ،عشایر لک و کرد کرمانشاه ، ایلات کهکیلویه و ممسنی و نهایتا قبایل بادیه نشین عرب بومی خوزستان تنوع موسیقیایی ایل های بختیاری را دوچندان کرده است.

      علاوه بر تنوع الحان و نغمات به لحاظ تاثیرگذاری و تاثیرپذیری اقوام یاد شده  عواملی چون گستردگی مضامین در حد اجزا ، آداب و رسوم و آیین های کهن و انطباق آن با موسیقی بختیاری این موسیقی را غنی تر نموده است . بکار گیری موارد تمثیلی و شاعرانه در تنوع بخشی موسیقی بختیاری از جمله عواملی است که  تقریبا تنها خاص موسیقی این خطه است .بعنوان مثال می توان به واژه ایل هفت لنگ و چهار لنگ اشاره نمود که گفته می شود رئیس و بزرگ ایل بختیاری از یک زن چهار پسر و از همسر دیگرش هفت پسر داشته و لذا مناطق مذکور با توجه به سکنای دو همسر خان بختیاری نام گذاری شده است . از این دست تعابیر می توان به حیات ،مبارزه و شهادت قهرمانان دشمن ستیز بختیاری نیز اشاره نمود که بعضی از آنان موضوع مقام های موسیقی بختیاری اند (همچون علی مردان خان که مقام شیر علی مردون از نام وی گرفته شده ).کوچ های متعدد ییلاقی و قشلاقی ، کوچ های سیاسی به دورترین نقاط ایران (همچون کوچ خانوارهای بختیاری در زمان نادر شاه افشار به خراسان ) هم نوعی از موسیقی (کوچ یا مال کنون) را در موسیقی بختیاری بوجود آورده است .

      موسیقی بختیاری بعلت جغرافیای خاص این منطقه و کوه های سربه فلک کشیده تا حدود زیادی بکر و اصیل مانده است .بگونه ای که این موضوع  در نسبت با شعر و انطباق آن با نغمات موسیقی بختیاری نیز صادق است . توشمال ها یا موسیقی دانان ایل های بختیاری مراجع قابل استناد موسیقی ایل اند که همچون اغلب موسیقی دانان نواحی دیگر ایران غالبا از طبقات پایین جامعه و به لحاظ اقتصادی کم بنیه اند اما بگونه ای عمیق و موثر حرفه اشان با مراسم و آیین های ایل عجین است و مراسم سوگواری و آیین های عروسی و شادی عرصه حضور بلامنازع توشمال ها است . موسیقی بختیاری علاوه بر بخش حرفه ای اش که توسط توشمال ها نواخته  و خوانده می شود، در میان مردم و به نسبت امور مربوطه مانند کارهای (مشک زنی ، درو و برزه گری ، قالی و گلیم بافی و..) لالائی و مویه گری (گوگریو – چپی یا وارونه نوازی و...) رواج گسترده و دائمی دارد.

     در یک کلام آمیختگی و عجین بودن موسیقی بختیاری با عنوان هنری حرفه ای و مردمی با آداب و رسوم ایل ها در اراضی و سرزمین های بختیاری سبب می گردد تا موسیقی بختیاری بدون شک مانند دیگر موسیقی های نواحی ایران صرفا برای ایجاد تفنن و وقت گذرانی نباشد بلکه نشانی تمثیلی و شنیداری است که نمایشگر حیات هزاران ساله یکی از کهن ترین اقوام اصیل ایرانی است .

مقام های موسیقی بختیاری

     واژه مقام به معنی مکان و ساحت هر نغمه موسیقی بختیاری توضیح گر نسبت آن نغمه با موضوع و دلیل ابداع اش است لذا هر مقام موسیقی بختیاری ارتباط مستقیمی با مراسم  ، آیین یا سنت دارد

موسیقی کرنا و دهل و یا سرنا و دهل بختیاری گر چه دارای فواصل خاص در نسبت با هر سرنا و کرنا است اما تغییر نغمه ها مقام های فراوانی را می سازد و بهمین دلیل بیش از یک صد مقام اصلی و فرعی زاییده نحوه نواختن سرنا و دهل بختیاری شده است و اغلب این مقام ها در مناطق مختلف چهارمحال و بختیاری با تفاوت هایی در ملودی یافت می شوند.

     در یک طبقه بندی منطقی از موسیقی بختیاری معیار قرار دادن متر آزاد و یا مشخص و معین نغمات بدون لحاظ نمودن ریتم های موجود در مقام های متر معیین کاری خطاست .در ترتیب نام گذاری ای که در خصوص مقام ها موسیقی بختیاری در بالا مشاهده می کنید هر گاه شباهت ملودی دو مقام مشاهده شود دلیل آن تفاوت اشعار و نام  آن مقام است . لذ ممکن است یک مقام موسیقی در بخشی از چهار محال و بختیاری بعنوان چوب بازی شناخته شود و در بخشی دیگر در دسته مقام های دستمال بازی قرار گیرد .سه پا در چوب بازی و دستمال بازی ، داینی داینی در مجلسی و دستمال بازی و شهر کردی در مجلسی و چوب بازی نمونه های این جایگزینی هستند.در تقسیم بندی مذکور از مقام های موسیقی بختیاری با عنایت به اجرای ریتم و گردش ملودیک نغمه ها دو لحن1-  سرنا و دهل و 2- کرنا و دهل جهت مشخص کردن تفاوت اجراها ملاک تفکیک قرار گرفته است .

    در ارائه مقام های نی از آنجا که غلبه اجرای ملودیک مقام ها سبب غیر عمده شدن ریتم نغمات می گردد بنا به ارائه و ترتیب مورد نظر نوازنده نی مقام ها ارائه شده اند.

مقام های فرعی موسیقی بختیاری

         همجواری ایلات بختیاری با کردها و لرهای لرستان و عرب ها سبب گردیده تا موسیقی دانان بختیاری نغمات انان را نیز بنوازند به همین دلیل برخی از نغمات موسیقی بختیاری با نام ایلات همجوار شناخته می شود گرچه ممکن است آن نغمه در سرزمین اصلی اش با چنین نامی شناخته نشود.

       بعنوان مثال  می توان به نغمه خرم آبادی در موسیقی بختیاری اشاره کرد که در میان لرهای لرستان بنام لکی شناخته می شود . تاثیر و تاثرو آمیختکی  لرها  و لک ها خود سبب شده تا همین نغمه در میان لرها مرسوم گردد و اساسا کردها به همین نغمه کرمانشاهی می گویند. پس نغمه خرم آبادی در موسیقی بختیاری در سرزمین های گوناگون با نام های مختلفی چون امان گلی ( د میان لک ها) پپو سلیمانی ( در بین کرمانشاهی ها) ، کرمانشاهی ( در میان سنندجی ها) و خرم آبادی ( در میان بختیاری ها) شناخته و مشهور گردیده است .

         مقام های مجسمه ، یه لمبه و سه پای چوب بازی در موسیقی بختیاری هر یک دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که سبب گردیده تا در طبقه بندی موسیقی بختیاری مستقل از مقام های اصلی جای گیرند.

        مجسمه نوعی موسیقی همراه با حرکات نمایشی  و تغزلی است که طی آن چند بار بازیگران همزمان با مکث نوازندگان به شکل مجسمه در آمده و خشک و بی حرکت می ایستند . نغمه از سر گرفته می شود و این بار کمی جنب و جوش تندتر آغاز می گردد. گاه ممکن است نغمه نیز تغییر یابد.

       در سه پای چوب بازی مطابق با پای بازیگران موسیقی همراهی می نمایند و ترکیب کلی آن از بازی سه تایی مناطق مختلف ایران تبعیت می کند . در یه لمبه حالتی یک طرفه اجرا می گردد و بازی در آن ویژگی خاصی دارد .

+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت 13:22 |
شعرها و ترانه های لری ممسنی

  • ای خدا بارون بزن میشُم بزایه
  • (خدایا بارون بیار تا میشم بزاید)
  • بره ش نرذی کُنُم یارُم بیایه
  • (بره اش رو نذر بکنم یارم بیاید)
  •  
  • پَلَلِت سرخ ایزنه سر بُرگ شونِت
  • (موهات سرخی می زنه رو سر شانه ات)
  • عزارئیل شرم ایکونه بوسونه جونِت
  • (عزرائیل شرم می کنه بگیره جانت)
  •  
  • خوت گفتی ، خوت خندسی ، خوت وعده دادی
  • (خودت گفتی خودت خندیدی خودت وعده دادی)
  • سر وعده مُو اومَدوم بوس وم ندادی
  • (سر وعده من اومدم بوس بهم ندادی)
  •  
  • دل ایخواه تُو بُکُنُم اما نَمیرُم
  • (دل می خواد تب بکنم اما نمیرم)
  • گل بیا بالای سرُم دارِشَ بِبینُم
  • (عزیزم بیاد بالا سرم قد و بالاش رو ببینم)
  •  
  • دووَرو وِی سر جو مَشکِش نهاده
  • (دختره سر جوی مشک آبش را گذاشته)
  • بوسه بازیش بوی مُو بید جوم اِشکناده
  • (بوسه بازی می کردیم که جامش شکست)
  • ای خدا کاشکی مو بیدم اوسای زرگر
  • ( خدایا کاشکی من بودم استاد زرگر)
  • تا زَنُم گنگو طِلا وه جوم دووَر
  • (تا زنم بند طلا به جام دختر)
  •  
  • دووَرو سر چایَلون مَشکِش نهادِه
  • (دختری سر چاه ها مشکش نهاده)
  • بوسه بازی بوی کُرهِ جومش گُمآوِه
  • (بوسه بازی می کرد با پسری جامش گم می شه)
  • کُرَکو زَهلَت نَره پَچِه وابید؟
  • (پسره اصلا نترس مگه چی شده؟)
  • خوم ایرُم سی دِیم ایگوم جومُم گُم وابید
  • (خودم می رم بمادرم میگم جامم گم شده)
  •  
  • حوزه سربازگیری اومَد اَ تهرون
  • (حوزه سربازگیری آمد از تهران)
  • گُلَکو زحمت بِکِش طلاقِ ته بوسون
  • ( محبوبم زحمت بکش طلاقت را بستان)
  • طلاقُم وَت نیسونُم برو سَلُومَت
  • (طلاقم رو نمی گیرم برو به سلامت)
  • دو سالِت خِذمَت بُکُن بیو بخونَت
  • (دو سالت رو خدمت بکن بیا بخونت)
  • دو سالُم 24 ماهه قِرنِش دِرازه
  • (دو سال ام بیست و چهارماهه مدتش درازه)
  • ایترسومی دی جا دوم واتو نَسازه
  • (می ترسم اینجا مادر من باهات نسازه)
  •  
  • کُر- دوورو ویی ره ایری نومت ندونُم
  • (پسر- دختره از این راه می ری اسمت ندونم)
  • ماچت قیمت بکن تا وَت بوسونُم
  • (بوسه ات رو قیمت بذار تا ازت بستونم)
  • دوور- ماچم قیمت نیکم تا تو بوسونی
  • (دختر- بوسه ام رو قیمت نمی کنم تا تو بستونی)
  • ایروی طی بچیل شعرم بخونی
  • (چون می ری به بچه ها موضوع را میگی)
  • کُر – قرونی سر بغلت بزنه اَ جونم
  • (پسر- قران تو بغلت بزنه بجونم)
  • ار صد سال ماچت کنم شعرت نخونم
  • (اگه صد سال هم ماچت کنم بکسی بگویم)
  • دوورـ ار می خوای ماچت بدم بیو دس راسم
  • (دختر – اگه می خوای ببوسمت بیا دست راستم)
  • دس بیذار سر شونم خوم راس ایواسم
  • (دست بگذار سر شونه  ام خودم راست میایستم)
  •  
  • شو سلام روز هم سلام حونه دووَردار
  • (شب سلام روز هم سلام خونه دختردار)
  • قول دووَرت بدُم تا سیت کُنُم کار
  • (قول دخترت بهم بده تا برات کنم کار)
  •  
  • مِن مَردم سیلُم نکُن مردم شک ایبو
  • (بین مردم نگاهم نکن موجب شک میشه)
  • عاقلن فهمیده ین سیمون بد ایبو
  • (مردم عاقل و فهمیده اند برامون بد میشه)
  •  
  • اومَدُم مِن حونَتون هیشکه ندیدُم
  • (امدم تو خونتون کسی رو ندیدم)
  • نِشِسُم پَس چالَتون آه ور کشیدُم
  • (نشستم کنار اجاقتون آهی کشیدم)
  •  
  • اِشنُفتُم تو ناخشی سر دس دُکتر
  • (شنیدم تو ناخوشی می ری نزد دکتر)
  • شاه قاسم خَشِت ایکونم بضرب کُنجُر
  • (به شاه قاسم قسم خوبت می کنم بضرب نیشگون)
+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت 13:20 |

شعرها و ترانه های لری ممسنی

بخش دوم

  • چه خشه شي بُكُني و آدم دولت
  • (چقدر خوبه شوهر كني به آدم مالدار)
  • قِژ قِژ اُرسيلش مياد و خونت
  • (صداي قژ قژ كفشات مياد به خونت)
  •  
  • كاشكي مو برنج بيدم دوور مي كوفتُم
  • (كاشكي من برنج بودم و دختر مي كوفتم)
  • هر چه دسِ ريم ايزد هيچ بش نيگُفتُم
  • (هرچه دسته برويم مي زد هيچي بهش نمي گفتم)
  •  
  • خاك سوز تِك پوي سَفيد مِن آو دياره
  • (خال سبز پشت پاي سفيدي توي آب پيداست)
  • سيل كِردَن آدم بدبخت چه فيده داره
  • (نگاه كردن آدم بدبخت چه فايده داره)
  •  
  • دوورل گلون گلون ايرن سي پيدن
  • (دخترا دسته دسته برای چيدن پونه مي روند)
  • هر كُري باشون بره سير ماچش ايدن
  • (هر پسري باهاشئن بره سير ماچش ميدهند)
  •  
  • سر علي وره خدا مي كافريتون
  • (سر علي ترا بخدا مگر شما كافريد)
  • نامزد عقد كِردَمه كجا بريتون
  • (نامزد عقد كرده ام را كجا مي بريد)
  •  
  • يه كَلوم تو سيم بزن سي يادخيريم
  • (يك كلام حرفي  بزن براي يادگاريم)
  • بلكه هم دور آبيدم دو يك نيديم
  • (بلكه از هم دور شديم و همديگه رو نديديم)
  •  
  • اشرفی مِن چَرتَلِت سکه ی رضا شا
  • (اشرفی های جلو موهات سکه رضا شاه)
  • دیگ پسین ماچِت کِردُم زَدی  به حاشا
  • (روز گذشته بوسیدمت می کنی حاشا)
  •  
  • قد باریک کمرزری گل حق شناسُم
  • (محبوب کمرزری و حق شناسم)
  • تو ببو ماچم بده وی حرف راسُم
  • (بیا ماچی بهم بده واسه حرف راسم)
  •  
  • هر جائی یادت بخیر رفیق حالُم
  • (هرجائی یادت بخیر رفیق خوبم)
  • مِن دِلُم پیت ایکُنی نیریِ وَ یادُم
  • (تو قلبمی تا ابد نمیری ز یادم)
  •  
  • قربون تیَت بِرُم یار تیه میشی
  • (قربون چشات برم یار چشم میشی )
  • اومدُم ماچت کُنُم تا قوم و خویشی
  • (اومدم ماچت کنم فهمیدم قوم و خویشی)
  •  
  • یه گلی خدا وَم داد خوم وَش نساختُم
  • (محبوبی خدا بهم داد خودم باش نساختم)
  • سیل کردُم مِن تیلَش ایمونُمُ باختُم
  • (نگاه به چشاش که کردم ایمانم رو باختم)
  •  
  • یه دَسُم دور گردنت یکیش سرِ کولِت
  • (یه دستم دور گردنت یکی اش به شونه ات)
  • حونِهِ بوَت تَش بگیره کی زَده گولِت
  • خونه بابات آتیش بگیره کی زده گولت)
  •  
  • و یارُم کِردُم سلام بد داد جَوابُم
  • (به یارم سلام کردم بد داد جوابم)
  • مُو نُونُم کی رَش زد حونه خرابُم
  • (نمی دونم کی رای اش رو زده خونه خرابم)
  •  
  • دس کِردُم مِن پَلَلِت یار تیه دردُم
  • (دست بردم توی موهات یار چشم دردم)
  • تی خدا پشیمونُم ماچت نکردُم
  • (نزد خدا پشیمونم که ماچت نکردم)
+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت 13:20 |
یه لُر کهنه لُری دوش مِنِه مال خُمون
تُرُکستی که بی یاهه بره سی مال گَگون
دُم شولار ز رشتن و لیویسی به ورس
یه قبا شره به زیرس بِکدس بید کِهوون
گیوه هاس ور سر پاسس و بسرس گوشه نمد
شیک بید چونکه همی تازه اویدبید  ز اصفهون
تا ته زونس نجف و کرتعلی و چنداری
به مِنه مال خلف پاک همه بیدِن مهمون
خوش و دُش کرد بگویل و نشستی بزمین
بنگِ کردی که گَگو جلد بیارن قیلون
همه با یک گُدنس تا ته صفر جا خالی
ننشینی بزمین سی چه نشینی به دُوون
گُد خلف کُر گَپسه : کُروره ساکی سرپا
حورِ وَن وُرُکپِ چاله بنشینه مهمون
بنگ کرد زینسِه بگزاده یه لب تختی بیار
دو سه کَپ پِست بیاری زمنِه او همبون
گُد به گلزاده و رُی فرز تو کترینه بشور
اونه کن گرم و تو باقیسه بده دست خُمون
همه اینون که گُد پاک همه حاضر کردن
کا صفر با کد واکرده نشست زیر بُوهون
لاشِ بیگِ سر ملار کشیدن دم مال
ساکی و ساور و بگزاده ندان هیچ امون
لاشِ بیگِ همه ور کردن و کردن مِنِه دیگ
دست کردن به کلیدون و کشیدن کره دون
گُد خلف : تا ته صفر هر که اِخو شاد آبو
وا بیاهه مِنِه مال تو و وابو مهمون
گردنُم بر مکّیل تی تو دیه یه نون کورن
کاری کردی تو که اسم هونو بردی زمیون
گُد صفر: تا ته صفر برمکیل کی بیدن
که اِگوی اسم هونو کوره و رهدی ززبون
گُد خلف: تا ته صفر مثل خمون بین تا بگُم
وا دریغا ز بزرگون و دریغا ز هُنُون
نو ندونی که باو طایفه ئی چرخ چه کرد
بنشین تا بگُمت از فلک بوقلمون
ز سیاهروزی اونونه که  ئی اور بهار
ئی قدر اشک اِریزه بزمین روز و شُوون
مهنه بینی که مِنِه ریس چطو  لک لکیه
 سی هُنون رینه همه کنده که پاک بینه جوون
برق اِبینی که چطور کُه نه ارومنه سریک
سوز داغ دل داسونه که وابینه عیون
قد ئی چرخ اِبینی که چطور خم وابید
یُو ز داغ هم اونونه که وابید کمون
حیف از مردم چی نو که ارن از دنیا
حیف و صد حیف که مهنن بجهان خارو خسون
خیزرون داس و بُوس مهدی و هادی گوس بید
یه کُرس بید امین و یه کُرس بید مامون
بوس چون بید خلیفه لقبس داد رشید
خیزرون داس نهادی نومِ اونه اونه هارون
زکا کایل بِگِری که حبشه بس اِگوهِن
مصر و شامات و فلسطین و بی یُوتا ایرون
ز حجاز و ز عراقین بِگِر تا دم روس
بلکه از هند بگر تا بره تی نُوفت بهنون
اَر بخوم شرح بدُم پاک همه عاجز ابوهِن
لُب اِگومتون که گِرهدی عربون نصف جهون
فر اقبال یو تابنده تر از افتو بید
دولتس بید جوون ، شاه جوون، بخت جوون
اسم عصر یونه تاریخ نهاد عصر عروس
منه قالیچه کِشینِس ز مشاهیر جهون
با همه سلطنت و شوکت و ئی ملک که داشت
خُس و جعفر به یه قالب بیکی بیدن چون
وختی ایخواسن که از شاخ بچینه میوه
جعفری پا اِنها دی سرشون هارون
مُهر وابید کلیدس مِنِه جیب جعفر
زو محبت چه بُگُم مُو که خدا بید بهدون

......
این اشعار متاسفانه بدلیل بیماری ناتمام ماند

تُرُکستی = می خرامید کِهوون = فلاخن گَگو = برادر دُوون = پایین
حورِ = ظرف گندم وَن = انداخت فرز = فورا بیگِ =بزغاله
ملار = سه پایه اور = ابر مهنه = ماه را ریس = صورتش
رینه = صورت را داسونه = مادرشان است وابینه = گشته نُوفت = بینی
لُب = صریح کِشینِس = او را کشیدند بهدون = بهتر می دانست

+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت 13:18 |